ادامه داستان
دیگه هرموقع که میخواست وارد مدرسه بشه مخفیانه میرفت ومی اومد یه روزکه داشت از مدرسه میرفت دونفر اومدن وبهش سلام کردن جاندی تااونارودید آروم داشت ازپله ها میرفت بره اون طرف دید که اون دوتامردهم دارن دنبالش میان دوید که دربره از اون طرف هم دونفر محاصره اش کردن یکهو یکی ازاونهادازپشت گیوم جاندی رو گرفت وبادستمالی که آغشته به مواد بیهوش کننده بود گرفت جلوی دماغش وجاندی از حال رفت.
وقتی به هوش اومد گفت؛چه بوی خوبی میا د، چشم هاشو که باز کرد ؛دید که روی یه تخت خوابیده وهمچنین دید که لباسی تنش نیست و روش یه ملحفه کشیدن تعجب کردکه کجاست ؟«اگه گفتید کجا بود ؟من میگم خونه ی گوجون پیو » یکهو یک چیزی محکم از روی پاهاش کشیده شد که یک جیغ بلندی زد وهمه جا صداش پیچید !
بعد هم یک لباس مجلسی قشنگ تنش کردن وصورت وموهاش رو آرایش کردن ویک کفش پاشنه بلند بهش دادن وپایش کردن وقتی جاندی خودش روتوی آینه قدی نگاه کرد حض کرد چونکه واقعاً خوشگل شده بودو توی خونشون خبری از این حرفا نبود چونکه درآمد خوبی نداشت .
وقتی همه ی کارهاش رو کردن یک مردی اومد سراغش وجلوش تعظیم کرد وبهش گفت: لطفا دنبال من بیایید. جاندی از اون مرد پرسید که؛((من میتونم یک سوال از شما بپرسم ؟))
- ا لبته که میتونید خانم جوان !
- من برای چی اومدم اینجا ؟
- لطفا یک کم صبر کنید مفهمید .
- کی گفته که منو ببرید پیششون اصلا چرا میخواد منو ببینه .
- ارباب جوان ،خانم جوان ودر رابطه باسوال بعدی شما خودتان خواهید فهمید.
برای من جای تعجب دارد چونکه شما اولین دختری هستید که وارد این خانه میشودومهمتراینکه ارباب شمارا احضار کرده ومیخواهد ببیند .
دیگر حرفی نزدند وبعددرسالنی ایستادند وآن خدمتکار گفت : اینجاست بانوی جوان وجاندی وارد شد و با تعجب نگاه کرد ودید که یک سالن مجلل با شکوه است ویک پسر هم پشت پنجره است ووقتی که مرد خدمتکار گفت ارباب جوان ، بانوی جوان را آوردم ، آن پسر جواب داد که میتونید برید . صدا خیلی برای جاندی آشنا بود وقتی که خدمتکار رفت اون پسر برگشت ،جاندی چشمش داشت از کاسه در می آمد ،گوجون پیو بود!
جاندی گفت : توچطور جرئت کردی منو بیاری خونت ؟
- حالا که آوردم کاری هم نمیتونی بکنی .
- اخه تو چی میخوای از من ؟
- میخوام با من دوست بشی ؟
- من نمی خوام .
- من میتونم هرچیز رو با پول به دست بیارم .
- تو خیلی پستی فکر میکنی میتونی با این سر و وضعی که برام درست کردی من خوشم میاد؟من تا به حال به عمرم حتی بایک پسر هم دوست نشدم ، همتون مثل هم دیگه اید وهمون جوریکه داشت گوشواره هارو از گوشش در می آورد گفت :((بیا ، بیا بگیر همه اینا مال خودت ، همه چیز رو هم نمیشه با پول به دست آورد ،
- چرا خوب هم میشه همه چیز رو با پول به دست آورد.
جاندی همینطور که گوجون پیو حرف میزد راهش رو کشید ورفت ،به حرف گوجون پیو فکر میکردبه خودش میگفت؛ واقعا همه چیز با پول به دست میاد .بهدش از خونه ی گ.جون پیو رفت بیرون و گفت ؛ آخیش از دست این خونه راحت شدم .
داشت به راهش ادامه میداد که به پاهاش نگاه کرد ودید کفش های پاشنه داری که توی خونه گوجون پیو پا کرده بود هنوز پاشه دیگه واقعا کلافه شده بود کفش هارو از پاش درآورد پرت کرد توی حیاط خونه ی گوجون پیو که خورد توی سریه سگ صداش دراومد جاندی بدو فرار کرد ، داشت میرفت شنید که یک نفرازپشت سرداره صداش میکنه ، برگشت نگاه کرد دید که جیهو داره با موتور میاد وقتی که به جاندی رسید موتورش رو خاموش کرد وروی صندلی پارکی کهاونجا بود نشست وگفت که هی جاندی تو این جا چکار میکنی ؟ چرا کفش پاهات نیست ؟
جاندی گفت هیچی ولش کن تو کجابودی ، داشتم میرفتم پیش گوجون پیو ،بعدش بلند شد واز توی جعبه ای که روی موتورش بود یه کفش درآورد وبه جاندی داد وگفت که اینو بپوش .
ادامه داستان
جاندی وقتی که رفت خونشون نشست روی صندلیش که درسش رو بخونه یاد جیهو افتاد و دستمال رو از توی جیبش در آورد وروش رو نگاه کرد نوشته بود j.jجاندی فکر کرد به جیهو نمیدونست چرا نسبت به اون یه حس خاصی داره .بالاخره اون روز به پایان رسید اما گوجون پیو هم نمیدونست چرا دوست داره سربه سرگیوم جاندی بذاره ؟
یکروز جاندی داشت بادخترای مدرسه والیبال بازی میکرد گروه اف4 هم داشتند باپسرا بازی میکردند ،جاندی که یه لحظه حواسش پرت شده بود سرش رو برگردوند که دیگه کار از کارازکار گذشته بود گوجون پیو یه شوت کرد که همون لحظه خورد توی صورت جاندی وپرت شد زمین وقتی به زور ازجایش بلند شد همه ی دخترا وپسرا داشتند به اون میخندیدند خیلی لجش گرفت دوباره دلش خواست به گوجون پیو فوش بده اما نشد چون دماغش وصورتش براثر ضربه به شدت درد گرفته بود ودماغش خونریزی کرده بود به سرعت رفت دستشویی گوجون پیو هم پشت سرش اومد وگفت بذار دماغت رو بشورم داره خونریزی میکنه بیا بریم پانسنمانش کنیم ودستش رو گرفت جاندی هم خودش رو آزاد کرد وگفت برو گمشو خسته شدم دفعه بعدی میخوای چه کار کنی؟ خسته نشدی اینه همه به من وبچه های مدرسه کارت قرمز دادی من که خسته شدم،دیگه ازهمه ی پسرا بدم میاد ،گوجون پیوهم جوابش رو داد و گفت؛ برو بابا اومدم کمکت کنم میخواستم بگم ازروی قصد اینکارو نکردم .
گوجون پیو دوباره عصبانی وارد دفترش شد ووبین اینا که دیده بودند گوجون پیو رفته دنبال جاندی ازش پرسیدند چی شده گوجون پیو هم گفت برو بابا چه دختر پررویی به من میگه از همه ی پسرا بدش میاد از من دیگه بیشتر، میگفت خسته شده این همه بهش کارت قرمز دادم دختره ی گستاخ .
ووبین به گوجون پیو گفت ؛جاندی که میگه این همه از پسرا بدش میاد به نظرت منظورش این نیست که یک کم به من توجه کن حالا بیا از امروزبهش توجه کن بهش بگو دوستش داری ببین چی میشه ؟به ماهم بگو!
گوجون پیو داشت به حرف ووبین فکر میکرد ،راست میگفت تصمیم گرفت این کارو انجام بده .
توی مدرسه شین هوا شایعه شده بود گیوم جاندی دوست دختر گوجون پیو باهاش خوب برخورد کنید.جاندی وقتی وارد مدرسه شد اون سه تا دختر فوضولا که همیشه اونو اذیت میکردند اومده بودند پیشش وچاپلوسی میکردند وهی جاندی جاندی میکردند واسش مایه ی تعجب شده بود ،چونکه فقط اونا نبودن که این کارو کردن همه ی بچه های مدرسه قربون صدقه اش میرفتند دیگه همه ی بچه های مدرسه متوجه شده بودند که جاندی دوست دختر رئیس گروه اف4 ،اما جالب اینجاست که خود گیوم جاندی خبر نداشت .
داستان پسران فراتر از گل
گوجون پیو یا همان لی مین هو در چه فیلم هایی تابه حال بازی کرده است؟
1-سریال پسران فراتر از گل
2-سریال ایمان
3-// زائقه شخصی
4- //شکارچی شهر
همه ی این فیلم ها قشنگ هستند اما،پسران فراتراز گل وشکارچی شهر قشنگ ترهستنددرهمه ی این فیلم ها لی مین هو جزء نقش های اصلی بوده است.
اوطرفداران زیادی داردعلتش هم اینکه :خیلی خوب بازی میکنه وبه قول بعضی ها چهره ی قشنگی هم دارد ،موهای مجعد،صورت بانمک وقدبلند وتیپش چشم همه را گرفته .
جاندی دوست دختر گوجون پیو وعشق جی هو
حالا داستان رو براتون تعریف میکنم تا اگه دوست داشتید فیلمش روتهیه کنید وببینید.
جاندی با اینکه هیکل قشنگی نداره ولی بانمک ودختر پاک ومعصومی هست وغیر از این شنای او بسیار عالی.دختر یک خشک شو وخودش هم خشک شویی میکنه یکروز لباس یکی از بچه های مدرسه شین هوا را میبرد که تحویل بهد اما یک پسر در حال خودکشی است چون ازگروه f4 = گوجون پیو
جی هو ، ووبین. کارت قرمز میگیره به همین دلیل بچه های مدرسه شین هوا اونو کتک میزنند برای همین از زندگی کردن سیر میشود ووقتی میخواد خدش رو از ساختمان پرت کنه پایین گیوم جاندی اونو نجات میده وبرای همین میشه دختر شگفت انگیز واسمش در تمام روزنامه های کره چاپ میشود واین فرصتی است که بتونه وارد مدرسه شین هوا بشه ، همه به اون میگن برو مدرسه شین هوا ولی اون قبول نمیکنه ولی بالاخره وارد مدرسه میشه وبا اینکه خیلی زیاد از گروه گوجون پیو ،کارت قرمز میگیره ولی هیچوقت از اون مدرسه نمیره.
بالاخره جاندی در مدرسه یک دوست پیداکرد که همیشه با اون بود یکروز که داشتند با هم بستنی میخوردند همون لحظه گوجون پیو با گروهش داشتند رد میشدند که بستنی دوست جاندی ازدستش افتاد روی کفش گوجون پیو ووقتی گوجون پیو دید که کی این کارو کرده به دوست جاندی گفت به چه جرئتی این کارو کردی دختره ی گستاخ ،یالا پاکش کن !وقتی این جوری کرد جاندی اومد جلو وبهش گفت ؛بلد نیستی چه جوری حرف بزنی بگو چه کار کنم درقبال اینکه بستنی روی کفشت ریخته هرکاری بگی میکنم .گوجون پیو بهش گفت حالا اگه اینطوری یالا کفشم رو لیس بزن اگه راست میگی جاندی دولا شد که مثلا بگه دارم لیس میزنم وقتی گوجون پیو خواست نگاه کنه جاندی بلند شدویک برچسب کوبید توی پیشونی گوجون پیو یک حرکت پای چرخشی زد توی صورتش وگفت بیا کفشت پاک شد ورفت .
وقتی گوجون پیو به دفترش رفت شروع کرد به جاندی فوش داد ،بعدش ووبین گفت بالاخره یکی تونست این گوجون پیو رو برای اولین بار کتک بزنه. گوجون پیو گفت حال بزار حالش رو میگیرم.
همون روز گوجون پیو به اون کارت قرمز میده ووقتی بچه های مدرسه کارت قرمز را مبینند اونو حل میدهند ومیفرستند پایین واز بالا روی سرش آرد وشکرو بکینگ پودر خالی میکنند وتخم مرغ توی سرش میشکنند وبهش میگن اووووو ، گیوم جاندی رو نگاه کنید؛شده کیک نپخته همون چیزی که گوجون پیو میخواست .
گوجون پیو که از توی دفترش بادوربین مخفی داره نگاه میکنه در حالی که از خنده غش کرده،ووبین بهش میگه این بیچاره چه ظلمی در حق تو کرده تا حال تو رو اینقدر شاد ندیده بودیم که از دیدن یکی از بچه ها اینطوری بخندی .گوجون پیو گفت؛ خفه شو ،به خاطر کاری که دیروز کرد این بلا رو سرش آوردم .
جاندی وقتی همه بچه ها اذیتش کردن رفت پاتوق همیشگیش و شرو کرد به داد زدن ؛ گوجون پیووووووو خیلی پر رویی بالخره کاری که دوست داشتی کردی ،اصلا میدونی کیک رو چه جوری درست میکنند وانیل یادت رفت کیکت قشنگ درست نشد!گوجون پیوووووووووو، گوجون پیووووووووووو ازت متنفرم! وقتی داشت داد میزد پشت سرش رو نگاه کرد جی هو بود داشت توی مجله نحو.ه درست کردن کیک رو میدید وقتی فهمید جاندی داره نگاهش میکنه گفت راست میگی کیک رو باوانیل درست میکنند؟
بعد دستش رو کرد توی جیبش و یه دستمال در آورد وصورت جاندی رو پاک کرد ودستمال رو بهش داد وقتی جاندی گفت دستمالت، گفت نیازش ندارم ،ورفت.
جی هو تصمیم گرفته بود تا از جاندی درهمه جا محافظت کنه وسر تصمیمش هم میمونه . جاندی هم در مدرسه درسش رو میخوند وهم در بیرون از مدرسه در رستوران بادختر خاله اش ودر خشکشویی هم کمی کار میکرد تا مخارج زندگی خانواده اش را به دست بیاورد .
برسی شضخصیت های پسران فراتر از گل

جیهو شخصیتی درونگرا که در طول داستان خیلی کم در مورد خودش حرف میزنه و هرچیزی که
در طول داستان در موردش میفهمیم رو دیگرانی که باهاش در ارتباط بودن از دوست و آشنا گرفته تا همکلاسی هاش برامون تعریف میکنن
نوه رییس جمهور قبلی کره
شخصیتی که وارث شرکتهای تجاری بزرگی در کره است
و همیشه در حال نواختن ویالون است
جیهو بلای بزرگی نسبت به بقیه سرش اومده و
پدر و مادرش رو در بچگی از دست داده
شخصیتی با موهای طلایی و لباسی سفید
شاهزاده قصه ها شباهت زیادی به همین جیهوی دوست داشتنی کم حرف دارد!!
بررسی شخصیت جیهو:

در نیمه ابتدایی سریال جیهو همیشه در گوشه ای در حال نواختن ویالون است و با دیگر دوستانش هم کمتر است
و خیلی کمتر در جمع قرار میگیرد
شخصیتی کم حرف که خیلی کم میشه در موردش فهمید
شخصیتی که بدلیل از دست دادن پدر و مادرش در خردسالگی دچار
افسردگی حادی در همان عنفوان شده و خیال میکند که پدر بزرگش بدلیل تصادفی که
تنها جیهو از آن زنده مانده اونو مقصر میدونه ازش متنفره!!
شحصیتی که بدلیل نداشتن کسی عاشق دختری(لی مین ها) میشه که زمانیکه بچه بوده از اون مراقبت میکرده و دوستش داره و به همین دلیل میخواست باهاش ازدواج کنه که کسی رو داشته باشه

جیهو رو آتش نشان قلب جاندی هم میشه گفت
یک دوست واقعی برای جاندی و گوجونپیو
که هروقت جاندی به کسی نیاز داره که کمکش کنه جیهو سر میرسه
از همون اول که دستمال آورد و صورت جاندی رو پاک کرد
تا اونجا که نزدیک بود همراه با جاندی از مدرسه اخراج بشن!!!
و در کنار گوجونپیو بدلیل عشق عمیقتر گوجونپیو به جاندی با اینکه جاندی رو خیلی دوست داشت
ولی وقتی میتونست به جاندی برسه رو از دست داده بود از رقابت با گوجونپیو کنار کشید تا
دوستش گوجونپیو افسرده نشه!!

شخصیت زیبای پسران فراتر از گلها رو میشه منطقی ترین شخصیت اف۴ نامید شخصیتی که
وقتی موضوع ارتباط پدربزرگش رو فهمید حتی در کنار پدربزرگش موند و اونو به خونش آورد و بدلیل علاقش بهش تغییر رشته دادو پزشکی رو همراه با جاندی ادامه داد!!
جیهو دوست داشتنی ترین شخصیت اف۴ بود

و بازهم همون حرف رو تکرار میکنم
جیهو آتش نشان قلب جاندی!!

در مورد شخصیت گوجونپیو:

سردسته گروه اف۴
و خودخواه ترین فرد اف۴
شخصیتی که با هیچ دختری ارتباط برقرار نمیکنه
و تنها با سه دوستش هست
پولدارترین نوجوان جهان
وارث شبزرگترین شرکت تجاری کره شین هوا!!

بررسی شخصیت گوجونپیو:

گوجونپیو با اذیت کردن و خرد کردن دیگران روزهاش رو سپری میکنه و هرکس حتی مثه لباس اونو
تنش کنه آبروش رو میبره!!
در این بین فکر کنید جاندی ای که دیگران باید باهاش منطبق شن وارد بشه
و نسخه روبروی جاندی همین گوجونپیوست!
گوجونپیو هم مانند جاندی راحت کوتاه نمیاد و خیلی جاندی رو اذیت میکنه ولی
در آخر این اذیتها به عشقی پاک و ویژه تبدیل میشه
این عشق از اون لحظه که جاندی به گوجونپیو گفت که من حتی دست هیچ پسری رو نگرفتم شروع شد
گوجونپیو هم هرکاری برای نزدیکی به جاندی میکنه
و شروعش با پاک کردن خون دماغ جاندی هست که جاندی هم برخوردی عصبی باهاش میکنه و بهش میگه از موهای مجعدت بدم میاد
و گوجونپیو موهاش رو صاف میکنه تا جاندی ازش خوشش بیاد

از ویژگیهای گوجونپیو لقب گذاری رو افراد هست
به جاندی لک لک و جوجه اردک زشت میگه
به جه کیونگ(نامزد گوجونپیو) میمون میگه!
و به دختری که خودش رو جای جاندی میزنه بادوم زمینی میگه!!
شخصیتی که ضرب المثلها رو اشتباه میگه!!
با جاندی عشق و دوست داشتن رو تجربه میکنه

شخصیتی که حتی کریسمسها رو تنها تجریه میکرد حالا کسی رو داره که براش شیرینی و غذاهای خوشمزه میپزه
شخصیتی که حالا کسی رو داره که رو حرفش حرف میزنه
شخصیتی که حالا کسی رو داره که غذاهای عادی مثله رامن میخوره
گوجونپیو به خونه عادی جاندی میره خونه ای که به اندازه دستشویی قصر گوجونپیو نیست ولی صفا و عشقش خیلی زیاده
خونه ای که همه کنار هم در یک اتاق روی زمین میخوابن و لباسی به گوجونپیو میدن که خیلی بهش کوتاهه ولی عشقش گوجونپیو رو جذب میکنه
گوجونپیو با پدر و برادر جاندی به حموم عمومی میره و بیرون ماهی میخورن
هیچوقت گوجونپیو این همه خوشی رو در یک روز نداشت با اینکه پولدارترین نوجوان جهان بوده ولی…
همین ها بود که گوجونپیو رو جذب کرد
و میخواست پول نداشته باشه ولی خوشحال باشه
و در آخر تونست روی حرف مادرش وایسه و با عشقش باشه

درمورد شخصیت گیوم جاندی:
گیوم جاندی دختر یک خانواده متوسط به فقیر است که هم در خشکشویی اجاره ایشون و هم در یک رستوران کار میکنه و به مدرسه هم میره
گیوم جاندی که دختری با بدنی نامتوازن و صورت نه چندان زیباست به مدرسه شین هوا میاد و اونجا توسط بچه های مدرسه مسخره میشه
شخصیتی که خشن به نظر میاد و راحت با برخوردهای اطرافش کنار نمیاد
دختری که مانند دیگر دخترهای شین هوا نیست
تنها شخصیت فقیر شین هوا این دختر است
ولی همین دختر آغازگر تحولی تازه در گروه ۴ گل معروف است و باعث اتفاقات زیادی در تغییر دادن خصوصیات این ۴ گل میشه
بررسی شخصیت گیوم جاندی:
گیوم جاندی که به نظر فردی خشن و بد اخت میاد ولی
خیلی قلب صاف و ساده ای داره وتا کسی بهش یه مهربونی میکنه باهاش دوست میشه و بهش نزدیک میشه که بزرگترین ضعفش همینه
شخصیتی که باعث میشه جون پیو همش خودش رو نبینه و به دیگران احترام بزاره
باعث میشه جیهو دیگه تو خودش نباشه و به اطرافش نگاه کنه
یی جونگ تحرک پیدا کنه و بعدا با دوست جاندی آشنا بشه
و ووبین هم از این دوستی بینشون استفاده کنه و کم کم به فکر آینده زیباش بیفته
گیوم جاندی واقعا همون لقب ابتدای سریال لایقشه
دختر شگفت انگیز ما گیوم جاندی بود
شخصیتی که با اینکه خودشو خانوادش میگفتن چهره زیبایی نداره ولی با نمک بود
ساده بود
و زیبا بود
دختری که بارها به بیننده این رو القا میکرد که در آغوش بگیرش و بهش بگه جاندی تورو ماهم دوست داریم
شخصیتی که هیچگاه آدم ازش بدش نیومد
یک عاشق واقعی…که حتی زمانی که داشت جون پیو رو بخاطر فراموشیش از دست میداد به خاطر ایینکه جون پیو راحت باشه قبول کرد و فداکاری یک عاشق رو نشون داد!
جاندی قصه ما هر بلایی بخاطر رسیدن به یک عشق سرش اومد ولی در نهایت صبر مشکل گشا بود
در نهایت بازهم بر سر حرف اول هستم که
جاندی دختر شگفت انگیز گلها بود…
درمورد شخصیت ووبین:
ووبین هم از یک خانواده ثروتمند است
خانواده ای که بزرگترین کافه ها و کلوبهای شبانه ی کره را دارند
و ووبین وارث معاملات املاکیهای سطح کره و همچنین نیمی از جزیره جیجو!
وهمچنین تاریخچه ۵۰ساله مافیایی!!
ووبین هم شخصیتی شاد دارد و بیشتر با یی جونگ میچرخه!
شخصی که تو رقصیدن حاذقه و رقصش حرف نداره…![]()
بررسی شخصیت ووبین:
ووبین هم مثه دوستاش شخصیتی فوق العاده تنهایی داره
در طول داستان کم در مورد ووبین میفهمیم و حتی تا قسمت ۱۶ آنچنان ووبین دیالوگ نمیگه
تا اونجایی که بازیگر این نقش کیم جون گفته بود من کارم با دیالوگ نیست و فقط بعضی اوقات میگم کوجو(ول کن رفیق )
و از قسمت ۱۷ تا ۲۵ بیشتر دیالوگ گفتاری داشت وحتی به گذشته ووبین هم رفتیم و زمانی که ووبین دچار افسردگی شده بود و با یی جونگ صحبت میکرد شدیم
ووبین شخصیت یک دوست خوب است
دوستی که بِزَن بهادُر است و اگر ببیند دوستش را کسی میزند میرود و دخل طرف را میاورد!!
در طول داستان بالاخره افراد با دخترها بیشتر نزدیکی میکنند ولی ووبین با اینکه در کلوبهای شبانه میرقصد ولی آنقدر به دخترها نزدیکی به عنوان دوست دختر نمیشود…(همانند یی جونگ)
ووبین به خاطر روابط خانوادگی مافیاییشون به شکل نظامی بزرگ شده ولی قلب صافی داره و لبخند میزنه
دوستیش با جاندی هم بدون دغل و نیرنگ بود و حتی بعد از نامزدی گوجونپیو با جاندی هم صحبت میشد تا او را آرام کند!!
ووبین در طول سریال لباسهای خاص خودش را داشت و بیشتر اوقات یک کمربند به دور لباسش بود که شخصیت خاص نظم دهی اش را نشان میداد..
ووبین شخصیتی خوبی داشت که دلش خیلی اوقات میخواست که مانند جاندی عادی باشد و پدرومادرش در کنارش باشد![]()
درمورد شخصیت یی جونگ:
وارث موزه های بزرگ کره
هنرمند کوزه گر معروف کره که در سال چندین بار کارهاش در نمایشگاههای اروپا به نمایش قرار میگیره
مشهوربه شاهزاده گلها یکی از ۴ پسرمشهور دبیرستان شین هوا!
مورد علاقه اکثر دخترها!
ترومپت زنی که تو بهترین کلوبهای شبانه میزنه!
پسر شادی که لبخنداش دلنشینه ولی…
بررسی شخصیت یی جونگ:
یی جونگ اکثر اوقات لبخند میزنه ولی خیلی تنهاست
شخصیت ثروتمندی که هرچی داره بخاطر ارثی هست که از پدربزرگش بهش رسیده
در طول داستان گذری هم به داستان یی جونگ میزنیم و میفهمیم که عاشق دختری بوده که بعدها از دستش داده…
یی جونگ در عین بودن با دخترهای زیاد فوق العاده تنهاست و هیچکس از ته دل اونو دوست نداره
فوق العاده کمبود محبت درونش حس میشه
و در عین حال که از وضعیت پدرش که بعد از مرگ مادرش با هر زنی روابط برقرار میکنه بدش میاد خودش هم شبیه پدرش داره میشه و با هر دختری رابطه داره!!
در داستان یی جونگ شخصیت گائول(دوست جاندی) اهمیت خاصی داره شخصیتی که یی جونگ رو از دره افسردگی بیرون میکشه و به یی جونگ میفهمونه زندگی همیشه بی خیالی نیست باید به افراد اهمیت داد و خودخواه نبود!!
باید یی جونگ یی جونگ باشه نه اینکه هرروز نقش یک عاشق یک روزه رو بازی
پسران برتر از گل
ماجرای داستان
چهار پسر پولدار و خوشگل در مدرسه شینهوا(مدرسه ی پولدار ها)درس می خوانند...دختر های مدرسه برای این چهار تا جون میدن و این چهار نفر یه گروه اند که اسمش اف۴ هست وبچه ها کلی از این ها حساب میبرن.در این حین دختری فقیری به نام جاندی با بورسیه وارد این مدرسه میشه و از ظلم این پسرا رنج میبره تا اینکه گوجونپیو رییس اف چهار و از همه پول دار تر عاشق جاندی میشه ولی جاندی جیهو رو دوس داره و....
رییس گروه(گو جون پیو) 
دختر باز بزرگ گروه(یی جانگ)

خون سرد و پرنس داستان(جیهو)

پسر بامزه وسحر آمیز گروه(ووبین)

اخلاق های های آن ها :هر کدام به نوعی اخلاق گندی دارند و به جای اینکه گل باشند تقریبا خل تشریف دارن.
گوجون پیو:در اول فیلم پسری بداخلاق و مغرور است ولی بعد با جاندی آشنا می شود وکمی در این زمینه تغییر می کند.
یی جانگ:پسر سفالگر"دختر باز در حد تیم ملی"حتی خانوادش هم دختر باز اند.(از این تریپ لبخند کج ها)
یون جیهو:پسر افسرده"عاشق موسیقی و ویالون زن ماهر ُخون سرد...
ووبین"پسر با مزه و سحر آمیز شوخ طبع است خیلی اکشن و همه فن حریف.
یه عکس از جاندی دختر این داستان

جاندی دختر جدی و ضد افتادن دنبال پسر هاست!


![[تصویر: m2kbcsouuni03nc7kpl5.png]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/m2kbcsouuni03nc7kpl5.png)
![[تصویر: ayr23uinaw25p8rcza2.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/ayr23uinaw25p8rcza2.jpg)

![[تصویر: s0z8xiw2rnwblexfj9.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/s0z8xiw2rnwblexfj9.jpg)



![[تصویر: hss3r1ldgl99vix5hz3.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/hss3r1ldgl99vix5hz3.jpg)


![[تصویر: hvfk24pt6c4ix1bivb.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/hvfk24pt6c4ix1bivb.jpg)







